تبلیغات
شخصیت های شهرستان لامرد به ویژه علما و سادات - روز های پر خاطره
سه شنبه 1394/03/5  12:32

حاج سید حسین هاشمی از جمله علمای مطرح شهرستان بود که قبل از انقلاب و در دوران انقلاب خدمات ویژه ای داشته. ایشان برای تحصیل علوم دینیه به نجف اشرف هجرت نموده و بعد از چند سال تحصیل علوم دینی به وطن بازگشته و به تبلیغ دین مبین اسلام پرداخته بود

امید است که روزی بتوانم زندگی نامه این مرد شریف رو جمع آوری نموده و در وبلاگ قرار دهم

.

توفیق داشتم که زمستان 74 و بهار 75 رو با پدر بزرگ و مادر بزرگم زندگی کنم

یادش بخیر هیچ وقت یادم نمیره که لحظه تحویل سال 1375 حاج آقای شهیدی آمدند منزل پدر بزرگ ما و این لحظه در حضور گرم مرحوم حاج سید حسین هاشمی بودند

هر جند در اون سالها بنده نوجوانی بیش نبودم اما در این مدت رفتارهای پسندیده ای از ایشان دیدم که در صفحه ذهنم ثبت شد

و از آنجا که در روایت آمده که مردم را با عملتان (نه با زبانتان) به دین اسلام و رفتارهای پسندیده دعوت کنید بنده چند تا از خصوصیات اخلاقی ایشان را می نویسم که نشان از عمل صالح و اسلامی ایشان بود

خصوصیات مرحوم حاج سید حسین هاشمی که بنده شاهد آنها بوده ام:

1- نظم در برنامه های عبادی و استراحت و خوراک و کارها مثلا ایشان همیشه سر شب سعی بر استراحت داشت و نیمه شب از خواب بلند می شد و خواب قیلوله اش به جا بود و صبحانه را دقایقی بعد از طلوع آفتاب می خورد و برای انجام کارهای بیرون از خانه اش ساعتی معین داشت و  ...

2- اهمیت به مستحبات

مثل نماز های مستحبی و اذکار و اوراد در ساعاتی از شبانه روز

برنامه منظم ایشان این بود که ساعتی قبل از اذان صبح بیدار می شد و هر روز سحر به عبادت می پرداخت و بنده شاهد بر عبادات منظم ایشان بودم که تا طلوع آفتاب به طول می انجامید (علت اینکه بنده متوجه این برنامه عبادی ایشان می شدم این بود که شب ها در اتاقی می خوابیدم که ایشان استراحت می کردند)

از جمله مستحباتی که از ایشان دیده می شد مستحبات مریوط به غذا خوردن مثل شستن دست قبل و بعد از غذا و ...، غسل جمعه نمودن در هر هفته و بطور منظم و ...

3- ترک محرمات و مکروهات:

مثلا: با اینکه برخی از اطرافیان اهل غیبت کردن بودند ایشان با سکوتشان و شیوه برخوردشان نه تنها غیبت نمی کردند بلکه جلوی غیبت کردن نیز می گرفتند

در واقع سکوت رفیق اغلب اوقات ایشان بود

و ایشان مواظبت فراوانی از زبانی می کردند که جِرم کوچکی دارد ولی جُرمش بزرگ و سنگین است

4- شوخ طبعی:

از خصلت های ایشان شوخ طبعی نسبت به فرزندان و برخی همسایگان بود

ایشان خیلی از اوقات با بنده شوخی های گفتاری می کرد و حاضر جوابی بنده رو که می دید با تمام وجود لبخند می زد، به گونه ای که بنده هم شعف و شادی ایشان رو احساس می کردم

5 و 6- نظیف بود و در عین حال ساده زیست

ایشان به نظافت فردی اهمیت زیادی می داد

اغلب اوقات پیرایشگر پیرمردی که هم اکنون اسمش رو فراموش کردم می آمد و سر و صورت ایشان رو اصلاح می کرد و برای ایشان پوشیدن لباس تمیز و قرار گرفتن در جای تمیز و رعایت مسایل بهداشتی خیلی اهمیت داشت البته در عین حالی که تمیز و نظیف بود ساده زیست نیز بود یعنی شاید نو نمی پوشید اما تمیز می پوشید

شاید شیک نمی گشت اما تمیز بود

شاید خانه و کاشانه آنچنانی نداشت اما خانه ای تمیز داشت

در واقع ساده زیستی نیز در عین حالی که تمیز بود از جمله مسایلی بود که در منزل ایشان دیده می شد

و این در حالی بود که ایشان توانایی مالی برای تجمل گرایی داشت

7- قصدش کمک رسانی و خیر رسانی بود

برای این ادعا مطلبی رو به یاد دارم

ایشان هر از چند گاهی برای خرید تاکسی می گرفتند و بیرون می رفتند بارها خودم مشاهده کردم که در مسیر از راننده می خواست که افراد پیاده رو سوار کنه و به مقصد برسونه

این رفتار ایشان نشان دهنده قصد خیر ایشان بود

ایشان اگر می توانست گره مشکلات کسی را باز کند دریغ نمی کرد و برای این ادعا مطالبی رو به یاد دارم

مثلا مرحوم حاج علی انصاری دایی بنده تعریف می کرد و می گفت از خصوصیات خوبی که پدر بزرگت داشت این بود که هر جا برای امام حسین مراسمی برپا می شد و منبری می خواستند می رفت

و بهانه نمی آورد که این شخص مورد دارد یا فلانی پول نمی دهد و ...

و یا اینکه بارها دیده بودم که همسایه ها درخواست هایی دارند که مرحوم حاج سید حسین می تونه آنها رو برآورده کنه و این کار رو کرده بود


                  

8- نسبت به همسر و فرزندان مهربان بود

یک روز بنده و عمویم و پسر عمه ام قصد کردیم مادر بزرگم رو به بیمارستان ببریم

با پدر بزرگ در میان گذاشتیم

ایشان استقبال کرد و گفت من هم میام و خود ایشون با اینکه نیازی نبود آمد بیمارستان برای درمان همسرش و با وجود خصلتهایی که مردان شهرستانمون دارن این کار از ایشان بعید به نظر می رسید اما این رفتار ایشان نشان از محبتش به همسر بود

9- نسبت به حیوانات رئوف و مهربان بود

مثلا یادم می آید که گربه ای در خانه ایشان بود که دم دمای ظهر سر و کله اش پیدا می شد و وقت ناهار دم در اتاق می ایستاد

ایشان حیا می کردند و در حین غذا خوردن برای گربه غذا می ریختند

گربه هم دم در غذا رو می خورد و منتظر لقمه دیگری بود و مرحوم حاج سید حسین تا آخر سفره بارها برای گربه غذا می ریختند

10- ایشان از اسراف بیزار بود و بارها به بنده توصیه می کرد که حواسم باشه و از اسراف دوری کنم

11- اهل قناعت بود

و ...

خداوند ایشان را با اجداد طاهرینش محشور کند

سید احمد هاشمی


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر